X
تبلیغات
تاریخ ایران - سپندار مزگان

تاریخ ایران

سپندار مزگان

جشنی در ستایش مهر و فروتنی ,زن و زندگی

 

 

زندگی چیزی نیست که لب تاغچه ی عادت از یاد من وتو برود"سهراب سپهری"

 

هر روز زندگی را تجربه می کنیم و داستان امروز ما,داستان تجربهی هر روز شما نیست , داستان امروز  داستان نماد ها و نشانه هاست ,همان هایی که نیاکان وپیشینیانمان  برگذیده اند  تا اندکی ما را به اندیشه وا دارند .

با گزینش این نماد ها با نام گذاری روز ها و ماه ها با همه ی این ها خواسته اند تا به ما ایست بدهند و بگویند :توجه توجه

اسفندگان در راه است چون چیزی تا رسیدن ماه اسفند نمانده است .اسفند,ماه زمین است .ماهی که زمین در تکاپوی بیدار شدن است.

اسفند ,ماه زایش  است ,ماهی که  رویش جواننه  های سبز ,نوید زندگی را میدهد.اسفند,ماه  زمین است ماه زایش و زندگی :

 

    سبز پوشان خاک در راهند           زندگی در تن زمین جاریست  

 

اسفند ,دوازدهمین ماه از ماه های سال است و نام پنجمین روز از ماه های سی روزه ی ایرانی .

اسفندگان نیز جشنی  است که ایرانیان از دیرزمان   به هنگام  فرا رسیدن پنجمین روز از اسفند ماه "از گاهشماری زرتشتی" به خوشنودی این برابری بر پا می داشتند .جشن اسفندگان از دیر باز,جشن پاسداشت زن و زمین بوده  است ,روز گرامی داشت مادر.

اما داستان به همین سادگی نیست اینجاست  که باید استاد و کمی اندیشید . اسفند یعنی چه؟ چه شد که نام وا پسین ماه  را اسفند  نهادند؟ چرا زن؟چرا زمین؟ زن و زمین  چه رابطه با اسفند و اسفندگان دارند ؟

گام  به گام می رویم . ارام ارام ,تا برسیم به زن و زمین, به افریدهی مهربانی به نام مادر .

سپندار مز,اسپندار مز,اسپند و اسفند, فارسی شده ی  واژه ی  پهلوی "سپنته ارمئی تی"سپندارمت" است .

سپنته ارمئی تی " در بردارنده دو بخش " سپنته"و" ارمئی تی" که یبر روی هم معنی مهر و عشق,فروتنی و برد باری  است . اسفند یا  سپنته ارمئی تی " یکی از امشاسپندان است و امشاسپندان  همچون  نمایندگانی  هستند که پاسدار  افرینش های  اهورا مزدا " خدای یکتا " هستند . ان هم در دو بخش . بخش مادی و بخش مینوی.

سپنته امئی تی  ,یاد اور  مهر و فوتنی  است و در  بخش مادی  او را نگهبان و پاسبان  زمین  گماشته اند . مهر و فروتنی , ویژگی مشترک  زن و زمین  است  زمینی که  بی هیچ چشمداشتی  هر انچه  دارد , پیشکش  میکند  و زنی که نمونه ی انکار  ناشدنی  ان ,مادر است

زن و زمین   همسانند چرا که  برد باری در زایش و زندگی در وجودشان نهفته  است  و عشق به پرورش , بزرگ کردن, به ثمر رساندن  و بالاندن ,تافته ای جدایی ناپذیر از بافته شان  است .

 خاک و زن در جهان  کج رفتار /تکیه گاه سپند انسانند /

باد پا در پناه ایزد پاک / شاد زیوند و شادمان مانند/

 

اما اگر گوش را به خاک بسپاری  خواهی  در یافت  که چرا اسفند  نام واپسین سال است

صدای نرم و خزنده ی رویش را نمی شنوی ؟ اسفند ماه  اغاز  است , نطفه ها در خاک بسته شده است  و اکنون سر بالا میزند. اسفند, ماه زایش و زندگی است  به راستی که اگر بردباری و عشق ,اگر مهر و فروتنی نبود.هیچ رویش و زایشی در کار نبود .

 اسفند ماه  فروتنی  زمین است . ماهی که کشاورز می کارد و زمین فروتنانه  دانه ها را در دل خود جای میدهد  و برد بارانه  می پروراند.

 ایرانیان از دیر باز , اسفند  ماه  که فرا میرسید  به پیشواز جشنی  میرفتند  با نام اسفندگان, اسپندگان یا سپندار مزگان ,جشنی که در پنجمین روز اسفند "برابر با  بیست و نهمین روز  از ماه بهمنم  در گاهشماری رسمی  امروز کشور " بر گزار می شده است و می شود .

 جشنی که ان را  روز گرامیداشت  زن  نامیده اند "روز پاسداشت  جایگاه مادر "

 

جشن اسفدی است و روزی خوش    /     کهن    اییین   شاد    ایرانی

خاک در جنبش و زمین در جوش     /     روز مهر و    داد    ایرانی

سال    نو   در    کمین   سال  کهن    /    گاه جنبش و زمان بیداریست

سبز     پوشان خاک    در    راهند     /    زندگی در تن زمین جاریست

 

از کهن روز گاران  این روز و این جشن را  به  نام های گوناگون می نامند . ابوریحان بیرونی در کتاب اثارالباقیه می نویسد:"در زمان گذشته این ماه به ویژه این روز  عید زنان بوده است و در این عید ,  مردان به زنان بخشش می کردند  و هنوز این رسم در اصفهان و ری و بلدیه های پهله(شهر های مرکزی و باختر  ایران) بر جای است و به فارسی مزدگیران گویند .

 و در جای دگر چنین می اورد  که در این روز  زنان بر تخت شاهی می نشستند و فرمان می دادند و همهی کار ها را مردان و پسران انجام میدادند .  به هر روی این روز  و این جشن  هر چه بنامند,روز پاسداشت زن است روز گرامی داشت مادر, همانی که گرمی دستانش , طنین اوایش, لبخند مهربانش و دعا های نیکش  که بی هیچ چشمداشتی  بدرقه ی  امروز و فردا هایمان میشود ,چیزی نیست  که از یاد برود  گویی خداوند  او را تا هر گاه معنا ی مهر و عشق,فراموشمان شد ,تلنگری باشد بر سنگدلی هایمان و ارامشی  برای نا ارامی هایمان.

و خداوند  او را افرید .او که ارام جان است. اوکه زن است .ان فرشته زمینی زن یا همان مادر...

 

به   جز   ایین    پاسداری  خاک            سخن   از روز  زن   بباید  گفت

زان  فروتن  نماد  زایش و  مهر            شمع    هر   انجمن   بباید   گفت

خاک  پر  بار و    بانوی    دانا              از   سپندارمز     نشان      دارد

مزدگیران  فرا  رسید و   کنون              بر زنان   شادی    ارمغان   ارد

زن نکو به هر سرای که هست              شادی افزا ومجلس  افروز  است

ان     وفا    پیشه ی  نکو کردار             همچو خورشید تیرگی سوز است

با همه    لطف و  نازکی  هایش             بار هستی    به   شانه ها    دارد

هر  شرنگی    به کام  او  ریزد              بهر   ان   چاره   و  دوا    دارد

                                  (چکامهی هما ارژنگی)

 

 

سخن کوتاه, جشن اسفندگان  تلنگریست .یک فرمان ایست .یک فرمان توجه :های مردم...

مادر وزن و زمین فراموشتان نشود .

توجه توجه:اگر جهان امروز, چند سالی  است که به خود می بالد ککه روزی را به نام زمین ,مهر زده و اگر چند گاهی است  دریافته که زن چه  جایگاهی است و روزی را در گاهشمار  جهانی  به نامش  کرده ,ای ایرانی بر خود ببال  که هزاران سال است که  ارج و جایگاه  زن وزمین  را می شناسی ,هر چند ممکن است فرا موشت شده باشد  اما به بیاور  چرا که حتا امروز هم دیر نیست و این  نشانه ها  را نیا کان برای یاد اوری تو جای گذاشته اند.

 

(از:دو هفته نامه امرداد"میترا دهموبد")

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 10:31  توسط مژده  |